ابراهيم بن منصور ابن خلف النيسابوري
80
قصص الانبياء ( فارسى )
فرموده است . فَأَسْرِ بِأَهْلِكَ بِقِطْعٍ مِنَ اللَّيْلِ . « 1 » و از اينجا ترا پيش ابرهيم بريم بشام ، مگر اين زن را كه حق تعالى فرمود به هلاكت او ، قوله عزّ و جل : إِلَّا امْرَأَتَكَ إِنَّهُ مُصِيبُها ما أَصابَهُمْ . « 2 » آنگاه لوط گفت يا جبريل در شارستانها بسته است و نگاهبانان و پاسبانان نگذارند ، چه كنيم ؟ گفت جمله رحل خويش گرد كن ، من بيرون برم . پس لوط همه جمع كرد و زن لوط خبر همىكرد كه لوط ميگريزد مگذاريد ، مالش بستانيد و او را خواهيد بكشيد ، خواهيد يله كنيد . چون قماش گرد كرد جبريل لوط را و اهلبيتش را و رحل و چهارپايان جمله برگرفت و بيرون حصار نهاد ، گفت اكنون برويد ، چنان كه گفت : وَ امْضُوا حَيْثُ تُؤْمَرُونَ . « 3 » آنگاه جبريل توقف كرد تا سحرگاه ، همه خفته بودند . پر فرو برد و آن هفت شارستان را بركند . قوله تعالى : فَلَمَّا جاءَ أَمْرُنا جَعَلْنا عالِيَها سافِلَها . « 4 » آن هفت شارستان با بيابانها برداشت از آب سياه برآورد تا آسمان چنان كه اهل آسمان بانگ و خروش ايشان بشنيدند . يك ساعت بداشت امر آمد از حق تعالى كه يا جبريل برگردان . جبريل برگردانيد [ a 73 ] همه فرود آمدند بر زمين و ناچيز گشتند . و هرگاه « 5 » از ايشان پراكنده بودند بشهرهاى ديگر ، سنگ بر سر ايشان مىفرستاد و هلاك مىكرد . جبريل عليه السلام لوط را گفته بود كه برويد و هيچكس مبادا از شما كه روى بازپس كنيد . قوله تعالى : وَ لا يَلْتَفِتْ مِنْكُمْ أَحَدٌ إِلَّا امْرَأَتَكَ . « 6 » و زن لوط مىرفت و بازپس مىنگريست . خلاف كرد ، سنگى بر سر او آمد و هلاك شد . و بروايتى ديگر گويند كه همچنان كه ميرفت خداى تعالى او را سنگ گردانيد
--> ( 1 ) - هود 81 ( 2 ) - هود 81 ( 3 ) - الحجر 65 ( 4 ) - هود 82 ( 5 ) - هركه ( 6 ) - هود 81